تبليغاتX
یادبود
گاهی وقتها هست که در زندگی

باید ببخشی

وتاب بیاوری

وببخشی

همچون مسیح

همین. . .

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 16:31 |

یکم :

این روزها چند گزینه درذهن اکثر فعالان سیاسی نقش بسته و در حال چرخش است. من آنها را اینگونه ترسیم میکنم

دولت >  مشایی

دولت <  مشایی

مشايي = دولت

البته برغم نظر اکثریت بنده معتقدم ارتباط میان آقای خاص با احمدی نژاد ارتباطی بدون مشکل، تعریف شده و مسبوق به سابقه است و در این مورد جای هیچ خرده بر ایشان نیست اگر به حافظه تاریخی مان رجوع کنیم از زمان شهرداری و ریاست ایشان بر مدیریت فرهنگی هنری شهرداری و دفاع جانانه ایشان در بحث ابهام بودجه سازمان متبوع میتوان به ابراز ارادت دیرینه ایشان پی برد قطعا معلوم است که ایشان تا چه جایگاهی باید صعود کند و حتی مسول دفتر آقای خاص هم باید تا کجا برود .

اما مشکل اساسی از آنجایی شکل می گیرد که این ارتباط مرید و مرادی و حتی در جایی مصلوب الاختیاری ایشان تا بدان جا پیش برود که از چهارچوب ها و قالب هایی که همگان و بالاخص اکثریتی که به ایشان رای داده پا را فراتر نهاده،ولایی بودن ایشان را زیر سوال ببرد، تعریف و قابی که از ایشان در زمان مراسم تحلیف و رویارویی با مقام رهبری در ذهن ها نقش بسته است.

دوم:

به همان میزان که به دکتر احمدی نژاد حق می دهیم باید این حق را برای وزیر اطلاعات قائل شد که در تمامی سطوح مدیریتی خود حق تصمیم گیری با اختیار و بدون کرنش داشته باشد خاصه اینکه ایشان مدیری توانمند، مستقل و فردی آرامش بخش است که این صفات  برای کسانی که با ایشان کارکرده اند غیر قابل کتمان است. دستاورد های این وزارت خانه در مدت تصدی ايشان نظير دستگيري عبدالمالك ريگي، نفوذ در شبكه موساد، بازداشت عوامل ترور دانشمندان هسته اي، مقابله سايبريك با ويروس استاكس نت، ريشه كني شبكه هاي هرمي موفقيت هاي چشمگير و بعضاً غرور انگیزبرای هر ایرانیست. وباعث شده تا اسم بردن از وزارت اطلاعات تعریفی جدید و احساس آرامشی خاص به شنوندگان خود بدهد.

ضمن اینکه ایشان فردی مقتدر ومتحول است . تعویض مدیران ارشد در کمتر از دوسال آنهم در وزارت خانه ای همچون اطلاعات خود گویای قاطعیت اقتدار و تحول خواهی ایشان است.

سوم:

 مقام  رهبری در رهنمودهای خود برای این وزارت خانه به یکی از نکاتی که اشاره کردند لزوم حفظ انسجام بود حفظ انسجام در وزارت اطلاعات ونهادهای مرتبط يك اصل مهم پیشرفت و کارایی آن به حساب مي آيد.

حفظ انسجام در نيروهاي اطلاعاتي مهمترين اصل و حساس ترين آن مي باشد چرا كه عدم انسجام با نشست اطلاعات، شكل گيري اقدامات خودسرانه وشكستن مرز قانون و اخلاق توام مي گردد.يكي از اقداماتي كه در زمان وزارت حجه الاسلام مصلحي در اين باب صورت گرفته پيشگيري از دخالت در امور وزارت از سوي جريانات بيروني بوده .

چهارم:

از چندي قبل شايعاتي مبني بر اعمال نظر و سليقه افرادي خاص در مجموعه وزارت اطلاعات به گوش مي رسيد .آخرين آنهم كه به فشار رئيس جمهور مبني بر استعفاي وزير منجر شد بركناري یکی ازمعاونت های وزارت خانه توسط وزير بود كه از قضا گويا مقام مسئول بسيار نزديك به تيم آقاي خاص و به تعبير خبرگزاري خاص (سرمايه اي ملي) بوده است.كه اگر اينها واقعيت داشته باشد ودر اين استعفاي اجباري باز پاي همان فرد پاك و زلال در ميان باشد زنگ  خطري ست كه چندمين بار براي دكتر احمدي نژاد به صدا در مي آيد. وزارت اطلاعات يك وزارت خانه معمولي نيست كه تعدد و تشتت مراكز تصميم گيري در آن قابل تحمل و نمو باشد .با وجود اينكه وزارت اطلاعات يك مجموعه درون دولت است اما فرايند كار در اين مجموعه نمي تواند تابع جناح ،افراد واغراض سياسي و شخصي باشد. آقاي دكتر فاين تذهبون؟

پنجم:

پس از اين استعفا و به فاصله چند ساعت قبولي آن توسط رئيس جمهور به نظر اقدامي ديكته شده ميتواند باشد كه بدون تفكر وتعمق صورت پذيرفته .جا دارد آقاي رئيس جمهور در سطوح بالاي نظام و اقدامات كلان تعمق و تفكر بيشتر و اقداماتي بدون هيجان و شتابزدگي داشته باشد.

ششم:

نامه صريح رهبري در خصوص مخالفت با استعفاي آقاي مصلحي قبل از اينكه نامه تاييد ايشان بر عملكرد وزارت خانه و شخص وزير باشد نامه تاكيد بر انسجام و استقلال وزارت اطلاعات است.

آقاي مصلحي ماند تا استقلال در وزارت اطلاعات بماند و بيش از پيش خاري در چشم دشمنان،درس عبرتي براي نادانان وآرامشي براي دوستان اين مرز و بوم باشد.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 و ساعت 14:53 |
امسال و  روزهایش  .
سال تلاش بود و ماندن.سال رفتن بود و نرسیدن
سراسر پر از روزهای رفته بودند .کم وزن و بدون خاطراتی از روزهای رفته.
یاد وخاطره هر آنچه از امسال است مرا سخت می آزارد.
امیدی که نیست.کاش باوری بود تا هم تحمل این روزها بود و هم ایمان به روزهای در پیش.
هشتاد ونه سال بدون تقویم بود برای من .ولبریز از نگاه به ساعت و انتظار برای فرداهایی که هرگز خوب نشدند
نمیدانم. اما کاش امسال آخرین  سال بی تقویم من باشد.
+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 و ساعت 17:4 |
با سلام

بسیار خوشحالم از اینکه بعد از مدتها دوباره  حس نوشتن به سراغم اومده وباب گفتگو رو از سر می گیرم
می خوام یه بحثی رو شروع کنم به این امید که حاشیه ای براش درست نشه وبتونیم یه نتیجه ای ازش بگیریم
برای شروع ليستي از درامدهاي ساليانه مشاغل در امريكارو میبینیم:

درامد خرده فروش سالانه 24 هزار دلار
صندوق دار سالانه 19 هزار دلار
كارمند دفتري سالانه 28 هزار دلار
پرستاران سالانه 66 هزار دلار
پيشخدمتها سالانه 20 هزار دلار
باربران سالانه 25 هزار دلار
خدماتيها مانند ررفته گران سالانه 24 هزار دلار
منشي ها سالانه 31 هزار دلار
حسابداران و كارمندان حسابداري سالانه 35 هزار دلار
مديران عمومي سالانه 110 هزار دلار
رانددگان كاميون سالانه 39 هزار دلار
معلمان ابتدايي سالانه 53 هزار دلار

لازم به یادآوری این نکته ام که بحث من در خصوص هدفمندکردن یارانه ها وبالاخص آزاد سازی قیمتهای انرژی ست که این روزها نقل محافل و دغدغه تمام دلسوزان است.
+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389 و ساعت 13:43 |
همه چیز امروز محیا بود تا بازار وارد شرایطی متفاوت و جدید از دوره عمر چهل و اندی خود شود
شکستن سقف تاریخی شاخص کل و عبور عدد شاخص از مرز 14 هزار واحد چیزی بود که امروز همه انتظارش را داشتند
رشد کلی بازار و صنایع و تقویت صفوف خرید سهام این جو را بوجود آورده بود و بالاخره بازگشایی موفق شرکت مپنا پس از تعدیل مثبت این مهم را محقق ساخت
چندیست که نسیم بهاری در بازار پیچیده و فرح بخش جان سهامداران شده امری که انتظارش را داشتیم و تا اواخر مردادماه تداومش را پیش بینی می کنیم
اما از امروز بازار وارد شرایط منحصر به فردی شده از آنجا که شاخص کل و نمایانگر کل سهام بازار وارد ناشناخته های تاریخی اش شده و قطعا این ناشناختگی و حرکت رو به جلو تجربه های لذت بخشی به سهامدارانش خواهد داد.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه سی ام فروردین 1389 و ساعت 18:43 |

 امسالی که در آخرین روزش قرار داریم سال پرفرازو نشیب و کلا عجیبی بود

از یک طرف سخت ترین ، پر حادثه و گیرترین سال ازیکطرف پرتجربه ترین سال و از طرفی بی برکت ترین سال بود.

و تاکنون از هر دوست و همصحبتی پرسیده ام دراین خصوص جوابی درهمین مایه ها شنیده ام

البته ناشکری نباشد که اتفاقات مهم وبزرگی در زندگی ام افتاد اما کلا سال 88 سال خیری نبود و الان خوشحالم اول بخاطر رفتنش وبعد بخاطر بهار که پیام آورشکفتن و تازه شدن است.

در این آخرین ساعات مانده به سال جدید و آماده شدن برای کندن از تهران بسوی شیراز

برای همه خوانندگان اینجا چه بزرگوارانی که از آنها بسیارآموخته ام و چه آنهایی که خواننده نوشته هایم بودند از خداوند بهترینهارا خواستارم.

برای همه شما در سال جدید شادی سلامتی و موفقیت آرزومندم.

هادی خباززاده

+

نجوای زیبایی با خدا از افشین علا تقدیم به همه شما امیدوارم در هنگام تحویل سال و در میان دعاهایتان فراموشمان نکنید. یا علی 

ممنونم خدا ...
خدايا، ممنونم كه امسال هم با زنبيل بهار، سري به خانه ام مي زني. ممنونم كه هنوز دلم شور لحظه تحويل سال را مي زند. ممنونم كه بهار، تكراري نيست، عيدي گرفتن هنوز خوشحالم مي كند، و اشتياق باز كردن پاكت كارت تبريكِ تبريك نوروز ... مي بيني خدايا؛ بهانه هاي شادي ام چه كوچكند؟ اين بهانه هاي كوچك شادي را از من نگير! هر چند مي دانم تو از ما مي خواهي به بهانه هاي بزرگتر هم فكر كنيم، و براي رسيدن به آن بهانه هاي بزرگ، فرصت اشتباه هم مي دهي
!
اما خداي مهربان من، بنده هاي تو مثل تو فكر نمي كنند. گاهي به خاطر يك اشتباه و شايد تصور اينكه اشتباه مي كنيم چنان تحقير مي شويم كه فرصتي براي تجربه ي «شرم» و لذت بخشش نمي يابيم
.
شده است آيا، به خاطر خطاي خاكيان، چنان تو ذوق زمين بزني كه ديگر بهار، درخت نرويد؟ يا گندم ها توي بشقاب ها سبز نشوند؟ شده است آيا چنان سيلي به غرور خاك بزني كه ساقه ها ديگر نتوانند سر بيرون بياورند و قد بكشند؟

نه خدايا، تو آن مهربان بي همتايي كه حتي عذابت، اخمي است كه در پس آن، خنده شيريني نهفته داري، خنده اي به شيريني بهار كه از پس اخم زمستان مي آيد و بي دريغ، مي بخشد و نوازش مي كند و در آغوشمان مي گيرد.
خدايا، در آغوشم بكش، شانه هاي صبورت را به من بده كه زمين، طاقت بغض هايم را ندارد. بگذار گريه كنم خدايا، وقتي به هيچ زباني فهميده نمي شوم، وقتي كه دست ها انگشت اتهامي هستند كه به سوي من نشانه رفته اند، وقتي كه چشم ها به انكار من مي چرخند، من سرم گيج مي رود خدايا
...
خدايا، جوانم اما غرورم از جنس آهن نيست، مي شكند. بگذار اعتراف كنيم آن قدرها هم كه نشان مي دهم، قوي نيستم ... بگذار اعتراف كنم كه گاهي عاشق مي شوم، گاهي شك مي كنم، گاهي سئوال هاي اساسي دارم، گاهي خسته مي شوم، گاهي سرم گيج مي رود، گاهي دلم مي خواهد اشتباه كنم. امسال بهار، فرصت خوبي براي اعتراف به همه اينهاست. پس تو هم اي خداي بزرگ، در پاسخ اعتراف هاي كوچكم، معجزه ي بزرگ بخشايشت را نشانم بده. امسال دلم معجزه مي خواهد خدايا، از آن آياتي كه در قرآنت گفته اي، نه از جنس عذابي كه بر عاد و ثمود نازل كردي، كه از جنس باران گل بر آتش ابراهيم (ع). آتشم را گلستان كن خدايا. نااميدي و غم، نهنگي است كه جواني ام را مي بلعد. درست وقتي كه نااميد شدم و گمان خطا بردم، مثل يونس از دهان اين ماهي خلاصم كن. معجزه مي خواهم! بگذار بهار امسال، شادي از هر طرف به مبارك بادم بيايد. رحمتت را از راه هايي كه مي شناسيم و نمي شناسيم، به سويم روانه كن. شور شيريني بفرست، تا اين همه اسباب دلشوره مادرانمان نباشيم! امسال بهار، گهواره اي بفرست تا مادرها، دلشورهايشان را به نيل رحمت تو بسپارند و خيال هايشان از بابت ما راحت باشد. مي شود خدايا! چقدر معجزه مي خواهم، ببخش! اما با كريمان كارها دشوار نيست. تو كه از ما نيستي، تا زياد آرزوهايم خشمگينت كند. تو باغباني هستي كه دانه هاي دلمان را مي بيني. تو خوب مي داني اگر گاهي به هر سو سرك مي كشم، دنبال نور مي گردم. جوانم كه جستجو مي كنم. جوانه ام كه سرك مي كشم، وابسته به آفتابم كه خاك را پس مي زنم. خدايا، تو خوب مي داني كه وابسته نيستم جز به همين آب و خاك، حتي اگر هوايي تازه تر بخواهم. هر چند گاهي به نوازش نگاهي و گرمي دستي هم وابسته مي شوم. اما تو مي داني كه ريشه هايم نه در خاك، كه در آسمان آغشته به اذان اين سرزمين كهنسال است. قرآنت را بر روي سر و خاك پاي پيامبر و خاندانش را به چشم مي كشم. عشق ايران دارم و پايتخت دلم مشهد امام رضاي توست. و ناكامي ام را به ضريح امامزادگانت گره مي زنم. اگر از ريا گريزانم، سر بر آستان حافظيه شيراز مي گذارم، و اگر شاهنامه و فروغ و شاملو مي خوانم، عشق و حماسه را در سيماي شهيدان اين مرز و بوم هم يافته ام
.
خدايا جوانم، غرورم را شكسته و شانه هايم را خسته نخواه، امسال بهار، زنبيلت را از معجزه پر كن، به خانه ام بيا و حال خوب بياور كه سخت منتظرم. يا مقلب القلوب و الابصار.

با تشکر از وبلاگ کاسنی

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388 و ساعت 21:11 |

این روزها سال 88 را با همه تلخی ها و شیرینی هایش به پایان می بریم وکارنامه عملکرد بازار را در حالی در امسال  می بندیم که فعالان با ثبت بالای 55 درصد بازدهی ،رشدی که از سال 82 تاکنون سابقه نداشته چشم به بهار  جدید بسته اند فصلی که به طور سنتی با رشد کلی بازار همراه بوده و متغییر هایی همچون خوشبینی های وافر نسبت به بهبود اقتصاد جهانی با توجه به گزارشاتی که مدام از وضعیت اقتصادی کشورهای موثر به خصوص آمریکا و چین ارائه می شود همگی به مدد می رسند تا هوای بهار بازار را آفتابی تر از همیشه رصد کنیم.

اما یک شیرینی امروز بازار :

از همان سالهای 84 به اینطرف تا کنون فعالان کمتر مجمعی دیده اند که در آن به عنوان سهامدار حضور داشته و دچار خسران و ندامت نشده باشند.

من به شخصه انگشت شمار بیشتر به یاد ندارم. حال یا با توجه به اوضاع خود بازار و فضای منفی روز بازگشایی ،یا اوضاع بد اقتصاد جهانی و مرتبط با آن صنعت و یا اوضاع نامطلوب سیاسی همگی یا به تنهایی عواملی بودند که باعث میشدند فضای بعد از مجمع و روز بازگشایی سهم فضای خوبی نباشند و اغلب با تلخکامی برای سهامداران همراه شود .

اما امروز بازگشایی بیمه البرز را شاهد بودیم .سهم پس از افزایش سرمایه و بااحتساب تقسیم سود و اعمال افزایش سرمایه عایدی 23 در صدی را طی حدود یک ماه برای سهامدارانش رقم زد و کام آنها را شیرین کرد.

البته این روزها در بازار گرچه طی همین مدت افزایش سهام برخی شرکتها حتی بیش از رقم ذکر شده هم بوده اما نکته قابل ذکر و توجه پایان مجامع تلخ است که ان شاالله در سال جدید شاهد تداوم آن باشیم.

 

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 و ساعت 13:41 |

طی مدتی که اینجا نوشتن را آغاز کردم با توجه به انعکاس مطالب اینجا توسط بخشهای مختلف ( از بازار طلای سبزه میدان گرفته تا خبرگزاری های عظام) این قلم ملاحظات بسیاری را می کرد.

 اما اینکه مطلبی در مورد سهمی باعث خرید آن سهم توسط دوستان شده است را طی این چند روزه مطلع شده که جا دارد بخاطر موقعیت حساس این سهم و شرایط کنونی اش توضیحاتی  بدهم.

سهم حفاری شمال اين شركت 260 ميليارد توماني و مشمول اصل 44را در میانه های امسال زیر نظر داشتم و نیمه تحلیلی بنیادی برای آن نوشتم.سهم در ابتدای ورودش تا مقطعی با 100 در صد بازدهی و از زمان معرفی حدود 50 درصد رشد قیمتی رسید اما متاسفانه بازیهای متعدد حقوقی ها به دلایل بیشمار و غیر قابل ذکر باعث شد تا سهم روندی نزولی به خود گرفته و حتی با دو بار افزایش در آمد و تعدیل سود با روندی منفی پس از بازگشایی هایش مواجه شود.

حفاری از سهام پایین دستی نفت و یک الگوی مناسب مثال زدنی برای بنیادیهاست.

این سهم مطابق تمام انتظارات فعالان بازار و طرفداران خود حرکت می کرداما پس از هر تعدیل و انتظار جهش پس از بازگشایی روندی منفی به خود می گرفت. روندی که متضاد با شرایط بنیادی و گاها تکنیکالی خود بود. در آخرین بازگشایی هم پس از تعدیل سود 25 درصدی شرکت بدون جهش قیمتی و سپس تا امروز با حدود 10 در صد افت دنبال می شد و امروز مجددا به جهت تعدیل سود سال بعد بسته شد.

حفاری نمونه و الگوی یک سرمایه گذاری میان و بلند مدت است. گرچه مطلوب سفته بازان نیست اما امروز به همه فعالان دو درس مهم و دو قاعده بازار را یاد داد.

اول سهامداری و صبوری و دوم اینکه سهم خوب  را گرچه در کوتاه مدت ممکن است بتوان به بیراهه برد اما در بلند مدت راه اصلی خود را پیدا خواهد کرد.

امروز در تالار حافظ  پس از اطلاعیه توقف نماد چند کارگزار به جهت بسته شدن این نماد به فاصله 4 روز بازگشایی به ناظر بازار اعتراض کردند . و اکثر فعالان شوکه شدند. چه آنهایی که سهامدارند و ترس بازگشایی و روند منفی دارند و چه بقیه فعالان و سردرگمی آنها در روند آتی سهم. 

اما حفاری با بسته شدن امروزش نوید روزهای بهتری را به سهامداران صبور اما خسته اش داد.

 صحبت در مورد بازی های بزرگان بروی سهم و بزخری آنها تا بعد اما در مورد دوستانی که مطالب اینجا را ملاک خریدشان قرار داده اند :

دوستان مطالب اینجا هیچ توصیه ای برای خرید و فروش نیست.

به قول یانکی ها یه سرخپوست خوب سرخپوستیه که کشته شده باشه.

 

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 16:6 |

آخرین پی نوشت مطالب قبل

یک نمونه دیگر از تناقضات در این بخش:

در بحث طرح هدفمند کردن یارانه‌ها با اعلام جزئیات لایحه بودجه تصمیم سازان بخشهای اقتصاد کشور عملا شوکه و سردر گم شده اند. چرا که احتساب 38هزار‌میلیارد‌تومان درآمد در این بخش، در حالی عنوان می شود که در قانون هدفمند کردن یارانه‌ها مجلس شورای اسلامی مجوز کسب 10 تا 20‌هزار‌میلیارد‌تومان درآمد را در سال 89 به دولت داده و عملا زمان حذف یارانه‌ها را در حدود 5سال و به صورت پله ای اعلام کرده بود، دولت با ارائه بودجه و احتساب این  38هزار‌میلیارد ‌تومان شرایط دشوار متناقض و مبهمی را پدید آورده است.

و این به معنای رساندن یکساله قیمت‌ها به سطح 75درصد فوب خلیج‌فارس برای حامل‌های انرژی است. که این امر سبب  می شود که کارشناسان از ارقام خیره کننده ای برای بهای حامل های انرژی سخن به میان آورند .

و پس از آن طبیعی ست که بخش‌هايی نظیر فلزات و معدن و حمل و نقل جاده‌ای، پتروشیمی و املاک و مستغلات به شدت از مساله تغییر نرخ حامل‌هاي انرژي آسیب خواهند دید. و در آخر این آسیب ها به اقشار مردم منتقل خواهد شد.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در سه شنبه بیستم بهمن 1388 و ساعت 15:11 |

 در ادامه نوشته قبلی ام مطلب زیر یک نمونه از این تناقضات است که یکی از بچه های بورسی لطافتی به آن بخشیده است.

 

مديرعامل ذوب آهن اصفهان :

هدفمند كردن يارانه‌ها تاثيري بر قيمت تمام شده محصولات ذوب آهن ندارد <> 10 آبان 1388

منبع خبر : پايگاه اطلاع رساني وزارت صنايع و معادن - 
 
 -------------------------------------------------------

مديرعامل ذوب آهن اصفهان :

هدفمند كردن يارانه‌ها چهار درصد هزینه های ذوب آهن را افزایش میدهد <> 29 دی 1388

معما :

نظر مدیر عامل فعلی ذوب آهن در 29 اسفند 88 چیست ؟

گزینه اول - میانگین نظرات قبل + ضریب تعدیل با توجه به نتایج پروژه MIS , ERP و هزینه های آنها
گزینه دوم- از مدیر عامل جدید بپرسید .
گزینه سوم - آقا تا بوده همین بوده ، امكانات نیست .
گزینه پهارم - ما ایرانیها دچار توهم توطئه شدیم .
گزینه پنجم - اگه علی ساربونه ... میدونه شتراش را کجا بخوابونه !

گزینه ششم- بجای این گداخونه باید منو میفرستادن چاپخونه ملی مس تا بگم مدیریت یعنی چی !

گزینه هفتم - آقا آخرش باید بریم تكادو یا قائم الرضا مدیر عامل یا مشاور بشیم ... انشا... بخش خصوصی مشكلات رو حل میکنه .

گزینه هفتم - هیچکدام . ( زود قضاوت کردم ! )
گزینه هشتم- همه موارد .
گزینه نهم - همه موارد به غیر از موارد خاص .

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 و ساعت 16:13 |