تبليغاتX
یادبود

خب طلا این فلز خوش رنگ و زیبا مدام در حال رکورد شکنی و فتح قلل جدید و ناشناخته است. چه می توان گفت جز اینکه نظاره گر بود و از این روند حرکتی لذت برد.

در روز جمعه مطابق با 18 سپتامبر، كشورهاي عضو صندوق بين‌المللي پول با فروش 3/403 تن طلاي اين موسسه، موافقت كردندو این امر باعث شد تا بحثهای زیادی در بگیرد و طلا را با فراز و فرود و تحلیلهای زیادی همراه کند از رفتن به سوی روند نزولی و کاهش بی سابقه قیمت گرفته تا رسیدن به سقف های جدید اما سیاست مناسب صندوق با فروش طلاي مذكور به نحوي بود كه حداقل تاثير را بر قيمت طلا در بازار بگذارد؛ در روز دوشنبه پس از آن  Market News International گزارش داد كه چين در صدد بررسي امكان خريد طلا از صندوق بين‌المللي پول است بانك مركزي چين قبلا اعلام كرده بود كه ذخاير طلاي خود را از 400 تن در سال 2003 به 1050 تن در سال جاري رسانده است. به عبارت ديگر طي شش سال گذشته اين بانك حدود 650 تن بر ذخاير طلاي خود افزود كه اين طلاها از منابع داخلي خريداري شدچين بزرگترين توليد‌كننده طلا در جهان است؛ اين كشور همچنين بيش از 0/2‌تريليون دلار ذخاير ارزي در اختيار دارد و درصدد متنوع‌سازي تركيب ذخاير خود است .

که این خبر خوبی برای معتقدان به رشد بهای طلا بود. از نظر تکنیکالیست ها با توجه به افت قیمتی طلا تا 984 دلار و پس از آن برگشت قیمتی ،محدوده 984 دلار کف خوبی برای طلا شد که از کف قبلی بالاتر آمده بود.

این حدس درست شد و پس از آن طلا قيمت 1030.24 را تست نمود و بعد 1043.35 وشکستن رکورد تاریخی خود و بعد 1061 دلار و دیشب که در آستانه رویای 1100دلار رسید.

 البته که هنگام رشد و یا افت کارشناسان با ردیف کردن برخی اتفاقات سعی در توجیه دلیل با کانالیزه کردن خبر در روند جدید را دارند اما سوا از اینها و این تحلیلهایی که برای روند جدید طلا می شود خرید حجیم آن توسط بانکهای هندی و نه چینی شاید مهمترین دلیل باشد هند با این ربایش که گویا در 1045 دلار صورت گرفته همه را غافلگیر کرد.

اینها را بگذاریم در کنار خرید طلا از سوی مردم هند بدلیل شروع فصل ازدواج در این کشور پهناور و همچنین رسیدن به پایان سال و آغاز سال میلادی جدید و انتظار برای دریافت خبرهای خوش اقتصاد جهانی رشد اخیر را توجیه پذیرتر می نماید.

 

 قيمت 1100 دلاري جايي بود كه در ناشناخته هاي این فلزقرار داشت و دیشب فتح گرديد . روند رو به رشد طلا به نظر می رسد باز هم رو به جلو در حركت باشد. و بازار فلز آبستن نوسانات و حواشي خاص، همراه با زيبايي و دلهره در آينده نزديك باشد .به قول دکتر سروقدی عزیز

چه زرد و چه زيبا !!

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت 11:59 |

در ادامه نوشته دیروز ودر پاسخ  به چند سوال

 

در خصوص روند خطی یارانه نقدی و در عوض افزایش ضریبی وغیر موازی با یارانه نقدی نرخها :

فرض کنید قیمت محصول الف در مبداء ۱۰۰۰ ریال باشد که ۱۰۰۰ ریال هم هزینه حمل به آن تعلق می گیرد در نتیجه به مقصد با قیمت ۲۰۰۰ ریال میرسید. عمده فروش ۱۰٪ سود میگرفت و با قیمت ۲۲۰۰ ریال تحویل واسطه بعدی میداد واسطه بعدی هم ۱۰٪ سود و به قیمت ۲۴۲۰ ریال به مغازه دار میداد و درنهایت مغازه دار هم با ۱۰٪ به قیمت ۲۶۶۲ ریال به مصرف کننده میداد حالا فرض کنیم حاملهای انرژی ۲۰ درصد گران شود یعنی ۲۰۰ ریال به مصرف کننده آسیب پذیر مستقیما پرداخت شود در این حالت قیمت در مقصد برابر ۲۲۰۰ ریال میشود

سود ۱۰ درصدی عمده فروش  قیمت را برابر ۲۴۲۰ ریال

سود ۱۰ درصدی واسطه دوم قیمت رابرابر ۲۶۶۲ ریال

سود ۱۰ درصدی مغازه دار قیمت را برای مصرف کننده به ۲۹۲۸ ریال مبدل خواهد نمود

 قشر آسیب پذیر با فرض اینکه درست شناسایی شود تنها ۲۰۰ ریال که ناشی از تنها 10درصد گران شدن حامل ها بود دریافت کرد اما قیمت مصرف کننده در حالت اول برابر2662 ریال ودر حالت دوم ۲۹۲۸ ریال شد یعنی ۲۶۶ریال گرانتر شد و این یعنی اینکه با مفروضات بسیار خفیف در یک سیکل سه مرحله ای تنها با 20 درصد گران شدن حامل های انرژی مصرف کننده 33درصد قدرت خرید خودش را از دست می دهد.

(برگرفته از وبلاگ بهروز شهدایی) 

در خصوص روند حرکتی بازار نیزپس از هدفمند کردن یارانه ها در نگرش کلی این گونه می توان عنوان کرد که شرکتها وصنایع  انرژی بر ومصرف کننده انرژی که وزن آنها نیز نسبت به کل بازار کم نیست با تبعات منفی وشرکتها وصنایع تولید کننده انرژی با تبعات مثبت مواجه خواهند شد.

شرکتها وصنایع گروه اول با اجرای این طرح با افزایش بهای تمام شده محصولات مواجه شده و سودآوری آنان کاهش می یابد صنایعی چون سیمان، فولاد، سنگ آهن و شركت های پایین دستی و بالادستی این صنایع پیشقراول و بیشترین تاثیر را از حذف یارانه انرژی خواهند گرفت.

به عنوان مثال تحلیلی از وضعیت سود خالص دو شركت فولاد مباركه و فولاد خوزستان پس از حذف یارانه ها نشان می دهد که با فرض اینكه تاكنون این شركت ها از 50 درصد یارانه سوخت برخوردار بوده اند،با حذف این یارانه و برگشت به هزینه های واقعی سود خالص این دو شركت ممكن است تا 40 درصد کاهش یابد. والبته این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که هدفمند کردن یارانه ها گرچه سود برخی صنایع وشرکتها را متاثر نمی کند اما با توجه به کاهش قدرت خرید مردم آینده سودآوری آنها نیز دستخوش تغییر خواهد شد..

سخن از طلا این چموش سقف شکن که این روزها زرد وزیبا خود نمایی می کند بماند برای پست بعد.

 

 

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 10:57 |

بیراهه نیست اگر بازار سرمایه را این روزها به فردی قوی ودارای توان وپتانسیل بالا مثال بزنیم که روز به روز در حال تکامل است وشاهدانش را به تعجب، حیرت وتحسین وا می دارد.

ثبت رکورد بازدهی 52 درصدی از اول سال تاکنون و اشتها برای شکستن رکورد وسقف تاریخی خود.در کنار پارامترهایی همچون کاهش نگرانیها درصحنه سیاست خارجی با روند مذاکرات هسته ای ودر صحنه داخلی با تثبیت دولت، رشد بازارهای جهانی و روند جالب قیمتهای جهانی فلزات، رشد بهای جهانی نفت و در پی آن انتظار برای رشد قیمت محصولات پتروشیمی، نزدیکی به پایان سال میلادی وانتظار برای رونق سال آینده در پی گزارشهای مثبت از اقتصاد و صنایع، عرضه مناسب سهام اصل 44و رکود در بازارهای موازی تمامی فعالان را نسبت به وزیدن نسیم خوش و بازگشت به روزهای طلایی بورس امیدوار و خوش بین کرده است.

اما در کنار این تعاریف و امیدواریها یک پاشنه آشیل هم وجود دارد که سخت فعالان وتمامی بازار را به تفکر و تامل وا داشته والبته نگرانیهایی را هم در پی آورده و آن طرح تحول اقتصادی ست.

همچنان که نگارنده در همان روز اول تصویب طرح و لایحه هدفمند کردن یارانه ها عنوان کردم ونگرانی خود را ابراز داشتم ،بیشتر از خود طرح ، کیفیت وچگونگی اجرای آن مهم است و باید به بند بند آن به دقت پرداخت و با آن فراجناحی و به دیده کارشناسی  نگریست.

ذکر بخشی از این نگرانیهایی که فعالان اقتصادی را متاثر کرده شاید اینجا خالی از لطف نباشد:

 اقتصاد ایران با شرایط تازه ای روبرو شده که باید به دقت به آن پرداخت.

 اطلاعات در این خصوص غیر شفاف و بعضا متناقض است و این مانع تحلیل کارشناسی خواهد شد.

 وزن صنایع انرژی بر در اقتصاد ایران بسیار بالاست. برخی صنایع با اجرای این طرح با افزایش بهای تمام شده تولید روبرو می شوند و هر تصمیمی نابجایی تبعاتی به دنبال خواهد داشت که قطعا تاثیر منفی آن به دهک های پایین جامعه تحمیل خواهد شد.من باب مثال پس از افزایش قیمت حامل های انرژی تاثیر به مصرف کننده منتقل خواهد شد ودر حالی که یارانه نقدی روندی خطی وکاملا موازی با محور افقی حرکت می کند اما این افزایش غیر موازی با یارانه نقدی وبصورت ضریب خواهد بود.

فی الواقع طی سالیان اخیر یکی از مهمترین مشکلات بازار واقتصاد ما تصمیمات خلق الساعه وغیر کارشناسی ست که فضا را برای سرمایه گذار ناامن ساخته ،رکود و افت را به دنبال آورده است .

هیچ فعال ودلسوزی منکر این واقعیت نیست که یارانه ها به مثابه یک غده سرطانی باید از بدنه اقتصاد کشور خارج شود.

اما قطعا برای جراحی به این مهمی تمامی وسایل وامکانات وتدابیر ها باید تهیه واتخاذ شود که  در خصوص تجهیزات وتدبیرات باید عمیقا به آن پرداخت ودغدغه دلسوزان ونظر صاحب نظران را لحاظ کرد.

ما نگرانیم و این نگرانی بسیار عمیق است.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 13:58 |

امروز بيستم مهر روز بزرگداشت حافظ خالق بی بدیل غزل وعارف به حق است.

خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی شاعر بزرگ قرن هشتم کشورمان و یکی از سخنوران نامی جهان است.که نه تنها برای ما بلکه در تمامی دنیا شناخته شده است .این شاعر وغزلسرای نامی گرچه در قرن هشتم می زیسته اما هم اکنون با گذشته سالیان دور هنوز هم از پیشتازان دنیای شعر وادب و عرفان است.

شعر وشخصیت حافظ دو مقوله متصل اما سوا از هم هستند که درک آنها زمان بسیار وتفکر عمیقی را می طلبد. واین راز ماندگاری اوست. وجالب است که دیوان او تا کنون بالغ بر چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان اصلی فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌چاپ رسیده است. دیوانی که جنسش سراسر معنویت است وبه همین دلیل مخاطب وتشنگانش تنها به محدوده کشورمان وایران قدیم خلاصه نمی شود حافظ شخصیتی فرا ملی ست.

شعر حافظ عمیق، اثر گذار و آسمانی ست  به همین واسطه هنوز افراد به آن تفال می زنند ومراد از آن می گیرند.در کمتر خانه ای می توان سراغی از دیوانش نداشت و کمتر فردیست که تاکنون اشعارش را نشنیده ویا بیتی از آن حفظ نباشد.

سوا از ارادتی که به واسطه همجواری زادگاهم از قدیم الایام به او  دارم حافظ همیشه مهمان ،دوست وهمراه من است. از شب یلدا ونوروز وسفره هفت سین گرفته تا بیتوته در آرامگاهش در هنگام رفتن به شیراز و قدم زدن در زیر درختان و پرسه در آن فضای عارفانه اش که همین دو هفته پیش آخرین توفیق ام بود. و همیشه غبطه می خورم به کلاس و آن شب شعری که در آرامگاهش جمعه شبها برپاست.ومن توفیق حضور ندارم.

اینهم فالی که برای گذاشتن در انتهای این نوشته نیت کرده بودم

وچه زیبا آمد:

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآيد
يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآيد
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حيران
بگشای لب که فرياد از مرد و زن برآيد
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هيچ کامی جان از بدن برآيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآيد
بربوی آن که روزی یابد گلی چو رویت

آید نسیم و هر دم گرد چمن بر آید

گويند ذکر خيرش در خيل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآيد

 

روحش شاد
+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 12:53 |

اهالی بهارستان امروز گرچه به کارهای روزانه خود مشغول و اتفاق خاصی را شاهد نبودند. اما در چند قدمی شان یکی مهمترین اتفاقات نه محله وشهر بلکه کشور به وقوع پیوست.

نمایندگان ملت در ساختمان هرمی بهارستان کلیات لایحه هدفمند کردن یارانه ها رابه تصویب رساندند.

این اتفاق که پس از صحبتهای نمایندگان موافق ومخالف به وقوع پیوست باعث خواهد شد تا سر فصل جدیدی در اقتصاد ایران ورق بخورد.

لایحه هدفمند کردن یارانه ها که رييس جمهوري در دي ماه سال گذشته پس از ماه ها بررسي کارشناسي و تصويب در هيات وزيران با حضور در خانه ملت تقديم مجلس کرد. شامل سه بخش اصلاح قيمت ها ، پرداخت نقدي يارانه ها و نظام مديريتي با محوريت توزيع نقدي و غيرنقدي 60 درصد منابع آزاد شده از محل اصلاح قيمت بنزين ، نفت گاز ، نفت کوره ، نفت سفيد ، گاز مايع ،‌گاز طبيعي، آب و برق طي سه سال توسط دولت تدوين شده بود که به گفته امروز دکتر خباز مخبر کمسیون اقتصادی مجلس با توجه به حساسیت ها قرار است از سال آینده با شیب ملایم به مدت 5سال اجرا وعملیاتی شود. ضمن اینکه این کمسیون تغیراتی را در آن ایجاد کرده است. 

اما این لایحه که تقریبا می توان گفت با قاطعیت آرا به تصویب رسید گرچه می توان از آن به عنوان یک محرک قوی برای جهش اقتصاد عنوان کرد اما در صورت عدم صحیح اجرای آن به مثابه یک شمشیر دو دم می ماند که بر پیکره اقتصاد کشور فرود آید. این مهم که بحثی فرا جناحی وملی ست ضرورت آن را می طلبد که با توجه به حساسیتهای فراوان ومباحثی بسیار تخصصی مسولان یک نگاه و نگرش ویژه به اجرای آن داشته باشند.

ودر این میان دغدغه ها ونگرانی های صاحبنظران را درک کنند چرا که در صورت عدم اجرای صحیح آن ضربه ها ولطمات کاری نه به اقتصاد بلکه امنیت کشور وارد خواهد ساخت.

در کشور ما از قدیم الایام تا کنون حجم عظیم یارانه هایی چه در عرصه تولید وچه در مصرف گسترده شده  است که برچیدن آن ابتدا نیازمند ترسیم استراتژی ها وراهکارهای عملی برون رفت از مشکل احتمالی ست و قطعا در این صحنه که آزمونی بزرگ برای دولتمردان واقتصادیون است. جا و فرصتی برای آزمون وخطا نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 12:13 |

۸مهرماه روز جهانی ناشنوایان بود که متاسفانه فرصت دست نداد تا در همان روز تجلیل وعرض ارادتی نسبت به این بزرگواران داشته باشم .

فی الواقع اگر دیدید این وبلاگ نسبت به مسائل مهم ومورد علاقه واکنش نشان نداده آن را بی تفاوتی قلمداد نفرمایید فقط بدانید که یا مشغله ها فراوان است که فرصت نمی دهد یا خودمان درگیر همان واقعه وتبعات آنیم.

من باب مثال همین روند قیمتی طلا  چنانچه قبلا گفتم این زرد چموش اشتهای فراوانی به رسیدن به افقهای جدید دارد واین هفته توانسته تاکنون رکورد های قیمتی بی سابقه ای بگذارد.ما بی تفاوت نیستیم چرا که از ۹۴۰دلار به آن مفصلا در همینجا پرداخته ایم بلکه در حال تعیین استراتژی هستیم. که ان شا الله در پایان معاملات فردا به آن خواهم پرداخت.

به هر حال افروختن اینجا گرچه دیر وزود دارد اما سوخت وسوز ندارد.

ببخشید از اینکه پراکنده گویی شد. . .

ما خيل بندگانيم ما را تو مي‌شناسي
هر چند بي‌زبانيم، ما را تو مي‌شناسي

ويرانه‌ئيم و در دل گنجي ز راز داريم
با آنكه بي‌نشانيم، ما را تو مي‌شناسي

با هر كسي نگوئيم راز خموشي خويش
بيگانه با كسانيم ما را تو مي‌شناسي

آئينه‌ايم و هر چند لب بسته‌ايم از خلق
بس رازها كه دانيم ما را تو مي‌شناسي

از قيل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از اين و آنيم ما را تو مي‌شناسي

از ظن خويش هر كس، از ما فسانه‌ها گفت
چون ناي بي‌زبانيم ما را تو مي‌شناسي

در ما صفاي طفلي، نفسرد از هياهو
گلزار بي‌خزانيم ما را تو مي‌شناسي

آئينه‌سان برابر گوئيم هر چه گوئيم
يكرو و يك زبانيم ما را تو مي‌شناسي

خطّ نگه نويسد حال درون ما را
در چشم خود نهانيم ما را تو مي‌شناسي

لب بسته چون حكيمان، سر خوش چو كودكانيم
هم پير و هم جوانيم ما را تو مي‌شناسي

با دُرد و صاف گيتي، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم كشانيم ما را تو مي‌شناسي

از وادي خموشي راهي به نيكروزي است
ما روز به، از آنيم ما را تو مي‌شناسي

كس راز غير، از ما نشنيد بس «امينيم»
بهر كسان امانيم ما را تو مي‌شناسي

شعر زیبای مقام معظم رهبری با عنوان مناجات ناشنوایان

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 12:31 |

امروز چهارشنبه 15مهرماه مصادف با سالروز تولد شاعر آب وروشنی ونقاش سادگی سهراب سپهری ست.

81سال پیش در چنین روزی سهراب در کاشان پا به عرصه حیات گذاشت. سهراب از آن دسته از شاعرانی ست که در زمان خود شناخته نشدند وگذر زمان ابعاد بزرگی اش را نمایان می کند.

سهراب در عرصه هنر ايران نام مهمي‌ است و از محدود شاعران ايراني به شمار مي‌آيد كه شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است.

 

دوره ابتدايي سهراب در دبستان خیام و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان سپری شد و پس از فارغ‌التحصیلی در دوره‌ دوساله‌ دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام اداره‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت كرد و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و همزمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد و به دریافت نشان درجه اول علمی نائل شد.
در همین سال چند نمایشگاه نقاشی در تهران برگزار و دومین مجموعه اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت و مدتي در مدرسه هنرهای زیبای پاریس در رشته لیتوگرافی نام‌نویسی کرد. سهراب همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش مي‌گذاشت. در سال 1337در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکده هنرهای تزيینی تهران كرد؛ اما در اسفند همین سال از کلیه مشاغل دولتی به کلی کناره‌ گرفت.

شاید همین زندگی پر فراز ونشیب وتجربیات آن یکی از رموز جاودانگی اشعارش باشد.

دامنه علاقه‌مندان شعرهاي سهراب سپهري هر روز گسترده‌تر مي‌شود و نسل جوان با آن ارتباط قابل تاملي برقرار مي‌كند.این روزها کمتر جوانی ست که سهراب را نشناسد ویا با اشعارش آشنا نباشد.سهراب برای عاشق پیشه ها هم در حد اسطوره است. هنوز هم هستند افرادی که برای تفاعل به هشت کتاب سهراب مراجعه می کنند.

اما یکی دیگر از رموز مانایی وجاودانی سهراب در سادگی اوست . آدمی بسیار فروتن و افتاده كه گلي امامي، ‌نويسنده نامدار به يادش مي‌آيد اگر از كارش تعریف می‌كردید، سرخ می‌شد و سرش را پایین می‌انداخت و حاضر نمی‌شد دنباله بحث را بگیرد. خصوصیاتی عارفانه داشت كه شاید ناخودآگاه بود؛ یعنی طبیعتش به او حكم می‌كرد كه این حالت درویشی را داشته باشد. نمونه‌اش هم این كه واقعا مدت بسیار كوتاهی برای كار به اداره‌ای رفت. آن هم در جوانی بود و به اجبار والا بعد از آن خودش بود و خلوتش. اصلا علاقه‌ای به اشیا نداشت. وقتی با دانشجویان دیگر به خانه‌اش می‌رفتیم، اتاق‌اش را می‌دیدیم كه فقط یك زیلو داشت، یك تختخواب كوتاه به اصطلاح سربازی كه كاملا مرتب بود، كتابخانه كوچكی كه با چوب و آجر ساخته بود. همین. اتاق هم مستطیل بلندی بود كه از تمیزی برق می‌زد.

سهراب در اکثر اشعارش نگران انسان وسرنوشت اوست.نگاه تیز بین، باریک ومنحصرش به دیده ها واجسام،روح شاعرانه و لطیف،قدرت تخیل بالا،وسبک ویژه از دیگر مزایای منحصر به فرد اوست.

امروز تولد هشتاد و يك سالگي شاعر و نقاشي است كه اهل جار و جنجال نبود و در انزواي خودش زندگي مي‌كرد. شاعر فصول هر چند خود 52 فصل بیشتر ندید اما یاد وخاطرش تا همیشه جاودان در گذر ادوار دلاویز خواهد ماند.

 

هنوز خیلی ها به عشق او کوله بار سفر بسته وبه مشهد اردهال درجوار امامزاده سلطانعلی جایی که به وصیت خودش آرمیده می روند. سهراب را همه دوست دارندحتی اهالی مشهد اردهال وخاوه که این روزها جایگاه دفننش را سرو سامانی داده ومرمت کرده اند

روح بلندش شاد

شعر شاسوسا

به یاد صبح گاهان وشبانه هایمان با سهراب تقدیم به دوست عزیز و همراهم محمد جعفر یوسفیان

شاسوسا.


کنار مشتی خاک
در دور دست خودم، تنها نشسته ام.
نوسان‌ها خاک شد
و خاک ها از میان انگشتانم لغزید و فرو ریخت.
شبیه هیچ شده‌ای!
چهره‌ات را به سردی خاک بسپار.
اوج خودم را گم کرده ام.
می‌ترسم ، از لحظه بعد،
و از این پنجره‌ای که به روی احساسم
گشوده شد.
برگی روی فراموشی دستم افتاد: برگ اقاقیا!
بوی ترانه ای گمشده می‌دهد،
بوی لالایی که روی چهره ی مادرم نوسان می‌کند.
از پنجره
غروب را به دیوار کودکی‌ام تماشا می‌کنم.
بیهوده بود، بیهوده بود.
این دیوار، روی درهای باغ سبز فرو ریخت.
زنجیر طلایی بازی‌ها، و دریچه روشن قصه‌ها، زیر این
آوار رفت.
آن طرف، سیاهی من پیداست:
روی بام گنبدی کاهگلی ایستاده‌ام، شبیه غمی.
و نگاهم را در بخار غروب ریخته ام.
روی این پله‌ها غمی، تنها، نشست.
در این دهلیزها انتظاری سرگردان بود.
«
من» دیرین روی این شبکه‌های سبز سفالی خاموش شد.
در سایه - آفتاب این درخت اقاقیا، گرفتن خورشید را
در ترسی شیرین تماشا کرد.
خورشید، در پنجره می‌سوزد.
پنجره لبریز برگها شد.
با برگی لغزیدم.
پیوند رشته‌ها با من نیست.
من هوای خودم را می‌نوشم.
و در دوردست خودم، تنها، نشسته ام.
انگشتم خاک‌ها را زیر و رو می‌کند
و تصویرها را به هم می‌پاشد، می‌لغزد، خوابش می‌برد.
تصویری می‌کشد، تصویری سبز: شاخه‌ها ، برگ‌ها.
روی باغ‌های روشن پرواز می‌کنم.
چشمانم لبریز علف‌ها می‌شود
و تپش‌هایم با شاخ و برگ‌ها می‌آمیزد.
می‌پرم، می‌پرم.
روی دشتی دور افتاده
آفتاب بال‌هایم را می‌سوزاند و من در نفرت بیداری به
خاک می‌افتم.
کسی روی خاکستر بال‌هایم راه می‌رود.
دستی روی پیشانی‌ام کشیده شد، من سایه شدم:
«
شاسوسا» تو هستی؟
دیر کردی:
از لالایی کودکی، تا خیرگی این آفتاب، انتظار ترا
داشتم.
در شب سبز شبکه‌ها صدایت زدم، در سحر رودخانه، در
آفتاب مرمرها.
و در این عطش تاریکی صدایت می‌زنم: «شاسوسا»!
این دشت آفتابی را شب کن
تا من، راه گمشده را پیدا کنم، و در جا پای خودم
خاموش شوم.
«
شاسوسا» وزش سیاه و برهنه!
خاک زندگی ام را فرا گیر.
لب‌هایش از سکوت بود.
انگشتش به هیچ سو لغزید.
ناگهان، طرح چهره‌اش از هم پاشید، و غبارش را باد
برد.
روی علف‌های اشک آلود براه افتاده‌ام.
خوابی را میان این علف‌ها گم کرده‌ام.
دست‌هایم پر از بیهودگی جست و جوهاست.
«
من» دیرین تنها، در این دشت‌ها پرسه زد.
هنگامی که مُرد
رؤیای شبکه‌ها، و بوی اقاقیا میان انگشتانش بود.
روی غمی راه افتاده‌ام.
به شبی نزدیکم. سیاهی من پیداست:
در شب «آن روزها» فانوس گرفته ام.
درخت اقاقیا در روشنی فانوس ایستاده.
برگ‌هایش خوابیده‌اند، شبیه لالایی شده‌اند.
مادرم را می‌شنوم.
خورشید با پنجره آمیخته.
زمزمه مادرم به آهنگ جنبش برگ‌هاست.
گهواره‌ای نوسان می‌کند.
پشت این دیوار، کتیبه‌ای می‌تراشند.
می‌شنوی؟
میان دو لحظه ی پوچ، درآمد و رفتم.
انگار دری به سردی خاک باز کردم:
گورستان به زندگی‌ام تابید.
بازی‌های کودکی‌ام، روی این سنگ‌های سیاه پلاسیدند.
سنگ‌ها را می‌شنوم: ابدیت غم.
کنار قبر انتظار چه بیهوده است.
«
شاسوسا» روی مرمر سیاهی روییده بود:
«
شاسوسا» شبیه تاریک من!
به آفتاب آلوده‌ام.
تاریکم کن، تاریک تاریک، شب اندامت را در من ریز.
دستم را ببین: راه زندگی‌ام در تو خاموش می‌شود.
راهی در تهی، سفری به تاریکی:
صدای زنگ قافله را می‌شنوی؟
با مشتی کابوس هم سفر شده‌ام.
راه از شب آغاز شد،
به آفتاب رسید، و اکنون از مرز تاریکی می‌گذرد
قافله از رودی کم ژرفا گذشت.
سپیده دم روی موج‌ها ریخت.
چهره‌ای در آب نقره گون به مرگ می‌خندد:
«
شاسوسا» ! «شاسوسا»!
در مه تصویرها، قبرها نفس می‌کشند.
لبخند «شاسوسا» به خاک می‌ریزد.
و انگشتش جای گمشده‌ای را نشان می‌دهد: کتیبه‌ای!
سنگ نوسان می‌کند.
گل‌های اقاقیا در لالایی مادرم می‌شکفد: ابدیت در
شاخه‌هاست.
کنار مشتی خاک
در دوردست خودم، تنها، نشسته‌ام.
برگ‌ها روی احساسم می‌لغزند.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 17:40 |

فارغ از تمامی مسائل این روزها امروز اما آخرین روز تابستان، یک روز مانده به پاییز دوست داشتنی و اولین روز مدرسه برای کلاس اولی هاست.

یک‌ میلیون و 200 هزار دانش آموز کلاس اولی امروز در حالی آغاز علم آموزی را در 60 هزار مدرسه ابتدایی سراسر کشور جشن گرفتند. که من را یاد اولین روز ورودم به مدرسه انداخت.

همراه با پدرم. یادش به خیر تو کلاسی بردنم که یه معلم داشت ومن با دیدنش ترسیدم چون موهاشو رنگ کرده بود اونم پر کلاغی. به بابام گفتم تو این کلاس نمی رم. وبردنم تو یه کلاس دیگه. از آن دوران گفتنی ها کم نیست که اگه عمری بود می نویسمش.

خلاصه اینکه گر چه بعدها برخی کج اندیشی ها باعث شدند چند سالی از درس رانده شوم اما دست تک تک معلمها رو می بوسم و مخلصشونم.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 17:34 |

یکم :

چنانچه در پستهای قبل پیش بینی  شد. طی معاملات هفته گذشته بازار های فلزات گرانبها، طلا، این زرد چموش توانست رکورد 9 ماهه اخیر خود را بشکند وبه چند قدمی محدوده 1030دلار( رکوردتاریخی اش ) برسد.

فعلا محدوده را هم برای فعالان همچون پيشنهاد برخي بانكهاي آمريكايي به مشتريان خود برای سقف وخروج 1030 وکف 1010 با حد ضرر 999 میگذاریم.

اما با توجه به سوابق گذشته طلا که وابسته به یورو می باشد ومحتمل بودن اعتقاد اکثر فعالان بر ادامه روند تضعيف دلار و ارتقا يورو تا اعداد 1.5200 کماکان فارغ از نوسانات مقطعی با توجه به قدرتی که طلا در اعداد بالای 950 دلار در هر اونس پیدا کرده بنظر طلا بسيار علاقمند است كه تاپ تاريخي خود را شكار نمايد.

ونکته آخر در این خصوص با توجه به حرکت اصلاحی در این هفته که بسیار محتمل بود.ذکر این نکته ضروری ست که پس از هر صعود باید منتظر روند اصلاحی باید بود.آنهم صعودی پرشتاب .

برای تصمیم گیری بهتر وقطعی تر تا پایان معاملات این هفته صبر می کنیم.

دوم :

با توجه به اطلاعیه دیروز بعدالظهر سازمان بورس مبنی بر عرضة عمدة سهام شركت مخابرات ايران كه در تاريخ 24/06/1388 به تعويق افتاده بود در روز يكشنبه مورخ 05/07/1388 بازار امروز به این اطلاعیه واکنش مثبت نشان داده و نه تنها حتی قبل از شروع صفهای سنگین فروش کلی از سهام را حذف کرد بلکه کل بازار و روند آن را با تغییر و رشد مواجه کرد. این را تنها یادآور آن دوستانی شدم که در پست چند روز پیشم خرده گرفتند که منفی شدن بازار ربطی به مخابرات ندارد.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 15:35 |

حالا تا برگردی دلمان کلی برایت تنگ می شود.

برای خلوت کردن ها، برای سحرهایت. برای روزها، برای دعاهایت. ربناها والغوث هایت. دلم تنگ می شود حتی برای علی وصبر وحلم عجیبش، برای شهادت غریب اش. برای سه گانه های قدر. نیازها، استغفارها و قرآن بر سر گذاشتن هایش. برای آن فضای عجیب وروحانی افطار، برای شبهای مقابله و دعاهای افتتاحش. برای صداها هم دلم تنگ می شود،ربناها، الله اکبرها، علی گویم علی جویم ها و...

کلی دل تنگی داریم.

ای خدا حال که به ما عید بخشیدی امید که در زمره بندگانی قرار دهی که طاعات وعباداتشان در این ماه مقبول درگاهت قرار گرفته است.

ای رمضان از ما راضی باش .

 

عید پاکی وبخشودگی.عید سعید فطر بر همگان مبارک.

+ نوشته شده توسط هادی خباززاده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 12:44 |